عبدالله مستوفى

554

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

باستيضاح و ورقهء سفيد و كبود بكشد . اضداد دولت هم منتظر بودند مستوفى الممالك هم كه هيچوقت خود را براى رياست و لوع نشان نمىداد . همين كار را بكند . ولى آقا اين بار اين كار را نكرد . اشخاص وجيه المله را ، هيچ چيز به قدر ترديد وجاهت كه بمنزلهء حملهء بسرمايهء آنهاست عصبى نمىكند . اين زنده‌باد و مرده‌بادهاى پيش‌رس صحن بهارستان كه سليمان - ميرزا براى همراهى با كابينه به راه انداخته و اضداد كابينه را هم به اين كار واداشته و بالاختصاص مذبذبى اين چند نفر كه وجاهت آقا را بحراج گذاشته و هر روزى به طرفى متمايل ميشدند اين مرد شريف را بسيار متأثر كرده ميخواست بملت بفهماند كه با اين همه هووجنجال و سروصدا ، اضداد او تقصيرى براى او نميتوانند ثابت كنند ، به همين جهت بعد از اين‌كه يقين هم حاصل كرد كه طرفداران او در اقليت افتاده‌اند ، استعفا نكرد تا اضداد خود را باستيضاح وادار كرده ، و بيگناهى خود را در پيشگاه ملت ثابت نمايد . مدرس هم نميخواست استيضاح كند ، زيرا بهتر از همه‌كس مىدانست كه آقا تقصيرى ندارد . ضديت او ، در اين مورد براى آن بود كه آقا را در اين موقع براى رياست وزراء مناسب نمىديد ، و بقول خودش ميخواست شمشير جواهرنشانى را كه براى مواقع تشريفات به كار است ، بشمشير براترى تبديل كند و اين اكثريت را براى اين مقصود ساخته و پرداخته بود . يك چند هم ، تفسير و تعبير اصل 67 قانون اساسى در ميان طرفين مورد مباحثه بود . اضداد كابينه به اين اصل قانون اساسى تمسك جسته ، ميخواستند بگويند ، كه چون عدهء اضداد كابينه از نصف گذشته است ، كابينه طرف اعتماد مجلس نيست ، و طبعا منعزل است . ولى طرفداران دولت ، حقا ميگفتند ، تا رأى عدم اعتماد بورقهء كبود داده نشده است ، كابينه داراى قدرت قانونى است . در سر رد و قبول اين دو نظريه ، طرفين هريك ، ادلهء خود را در مجالس خصوصى و كولووار مجلس ، با حرارت زياد ، مذاكره ميكردند . ملت هم ، در صحن بهارستان با زنده‌باد و مرده‌بادهاى خود ، داد فصاحت و قانون‌دانى ميداد . كار به آنجا رسيد كه طرفداران طرفين ، برضد وكلاى مجلس و نطقهاى آنها هم ، نطق‌ها و بيانات زننده‌اى مىكردند . ماه رمضان و ثور گذشت ، و شوال و جوزا رسيد ، هنوز مباحثه در تعبير اصل 67 قانون اساسى به جائى نرسيده بود . سررسيد مدت قانونى مجلس چهارم نزديك بود ، اگر مدرس وقت خود را بيش از اين صرف تعبير اصل 67 ميكرد ، عمر مجلس سرمىآمد ، و خلاف مقصود او حاصل ميگشت و بر ضررش تمام ميشد . مقصود سيد بزرگوار ، در اين ضديت بيشتر متوجه انتخابات دورهء بعد بود . زيرا در اين شمشير مرصع ، آن برش را نمىديد ، كه بتواند آزادى انتخابات را در مقابل نظاميان حفظ كند ، و كار بكام سردار سپه و طرفداران او كه مسلما در انتخابات اعمال نفوذ ميكردند ميشد .